نوروز با سرانگشتان اطلسی ها و بوی تن باران می آید

سالی می رود با شانه هایی خسته از کولبار ِ فرسودگی ها

سالی می آید برای تنفس کردن ِ هوای جاری

شاد و پیوسته موفق

و تمام ناکامی ها  به شیرینی ِشهد گلهای بهاری در آسودگی ِ خواب آلوده کودکی می ماند

پیچیده شده در حریر ِ احساس

و طراوت ِ لوتوس

نوروزتان تا ابد پیروز

زهرا شاپوری