زهرا شاپوری........................
نوروز با سرانگشتان اطلسی ها و بوی تن باران می آید
سالی می رود با شانه هایی خسته از کولبار ِ فرسودگی ها
سالی می آید برای تنفس کردن ِ هوای جاری
شاد و پیوسته موفق
و تمام ناکامی ها به شیرینی ِشهد گلهای بهاری در آسودگی ِ خواب آلوده کودکی می ماند
پیچیده شده در حریر ِ احساس
و طراوت ِ لوتوس
نوروزتان تا ابد پیروز

+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 14:42  توسط علی برهانی
|


